X
تبلیغات
موضوعاتي در مورد كودكان استثنايي - كودك تيز هوش

موضوعاتي در مورد كودكان استثنايي

موضوعات آموزشي وتربيتي

كودك تيز هوش

كودكان تيزهوش يا پرتوان برخلاف ساير كودكان استثنايى ممكن است در تمام دوران زندگى خود شناخته نشوندو كسى به نبوغ ذاتى آنان پى نبرد.

يك كودك تيزهوش موجودى است كه عوامل ارثى و محيطى او را به صورت فردى پيچيده، استثنايى و باهوش تر از افراد عادى درآورده است.

كودكان تيزهوش نيازمندند كه با كودكاني كه از لحاظ سني و توانايي با آنها مشابه اند، دوست شوند. بزرگترين مساله براي كودكان تيزهوش بخصوص در سال هاي اوليه دبستان ممكن است اين باشد كه آنها نسبت به سن شان بيش از حد مي دانند و همين امر سبب مي شود كه توسط همسالان خود تحت فشار قرار بگيرند كه هوش و كنجكاوي خود را بروز ندهند.

ودر اين تحقيق سعي شده است تمام جنبه هاي كودكان تيز هوش مورد برسي قرار گيرد .اميد است با وجود امكانات كم وكتب كم مطالب گردآوري شده مفيد ومورد استفاده قرار گيرد.

«تعريف كود كان تيزهوش»
كودكان تيزهوش ياپرتوان برخلاف ساير كودكان استثنايى ممكن است در تمام دوران زندگى خود شناخته نشوندو كسى به نبوغ ذاتى آنان پى نبرد. بسيارى از انواع كودكان استثنايى به سهولت حتى ازطرف افراد عادى مشخص مى شوند . يك كودك نابينا يا عقب مانده ذهنى به زودى از روزهاوماه هاى اول زندگى، توسط اطرافيان تشخيص داده مى شود و از همان موقع اطرافيان درصدد چاره جويى يا لااقل مراجعه به پزشك، مدرسه و مربى متخصص برمى آيند. ولى كودك تيزهوش چون علامت مشخصى ندارد و از طرفى كمتر كسى با روحيه و رفتار او آشنايى داردممكن است سال ها و حتى تا پايان زندگى شناخته نشود. نبوغ نبايد الزاماً در تمامرشته ها وموضوعات در كودكى ظاهر گردد. چه بسا كودك تيزهوشى كه در برخى از رشته هااز استعدادى شگرف برخوردار است در بعضى از دروس يا مطالب در حدى عادى و متوسط رشدنمايد. لذا نبايد تصور كرد كه كودكى تيزهوش است كه در تمامى جهات مستعد و پرتوانباشد. به طور كلى مى توان گفت نخستين شرط تيزهوشى داشتن هوش بهرى (IQ) حدود بيش از ۱۳۰است و در جوار اين بهره هوشى ممتاز، قدرت خلاقه، توانايى در استدلال و ابتكاردر كار رانيز بايد در نظر گرفت. زودرسى استعداد و علاقه به رقابت با كودكان بزرگترنيز از جمله مشخصاتى است كه نزدكودكان تيزهوش ديده مى شود و اصولاً اينگونه كودكانو نوجوانان به جاىبازى با همسالان، بازى و مباحثه با همفكران را ترجيح مى دهند وبه همين سبب اكثراً در گروه سنى بزرگترها جايى براى خود باز مى كنند
بررسى عده اى از متخصصان از جمله كالاهان (Callahan)نشان دهنده آن است كه تيزهوشى در بين پسران بيش از دختران است و به عقيده وى در يك گروه سنى عده مذكران باهوش ازمؤنث ها بيشتر است. ولى آيا به واقع تيزهوشى با جنسيت رابطه اى دارد يا نه نياز به بررسى هاى بيشترى دارد و هنوز به ثبوت نرسيده است. چندين پژوهش از جمله تحقيق ترمن(Terman) حاكى از آن است كه تيزهوشى در برخى جوامع و در مورد برخى ازگروه هاىاجتماعى ممكن است بيش از گروه هاى ديگر باشد و دنباله تحقيقات وى و مارتين نشان دهنده آن است كه كودكان تيزهوش از نظر سلامت، و به خصوص جنب وجوش و داشتن انرژىبر كودكان هم سن وسال عادى خود برترى دارند. هيچ يك از اين تحقيقات را نمى توان به عنوان اصلى ثابت يا واقعيتى تغييرناپذير پذيرفت و ممكن است بررسى تحقيق در آينده جز آنچه ابراز شده است را ثابت نمايد.

خصوصيات كودكان تيزهوش


يك كودك تيزهوش موجودى است كه عوامل ارثى و محيطى او را به صورت فردىپيچيده، استثنايى و باهوش تر از افراد عادى درآورده است.
گرچه تمامى اين افراداز بهره هوشى بالايى برخوردارند، لكن داراى خواسته ها، نيازها، علايق و خصوصيات متفاوتى مى باشند كه مانع شناخت الگوى واحدى از رفتار و خصايص آنهاست. اما اين امردليل آن نخواهد بود كه آنها داراى خصوصيات و وجوه مشتركى نباشند و نتوان آنها را در يك طبقه قرار داد .
ترمن و آدن، در مطالعاتى، مشخصات عمومى تيزهوشان را اينچنين بيان كرده اند كه وضع جسمانى تيزهوشان به طور كلى از ساير افراد بهتر است. در يادگيرى زبان، خواندن، هنر و ادبيات، علوم و رياضيات از ساير كودكان جلوترمى باشند. توجه و علاقه اين كودكان به سوى مسائل مختلف است و زودتر و سريعتر ازساير كودكان به خواندن مى پردازند و بيشتر و بهتر مى خوانند. داراى سرگرميهاىگوناگون هستند و كمتر تقلب مى كنند. از ثبات عاطفى و اعتماد به نفس بيشترى برخوردارمى باشند و در كارهاى اجتماعى گرايش بيشترى از خود نشان مى دهند.
در مطالعات ديگرى كه توسط ترمن و ويتى و ساير روانشناسان به عمل آمده است مشخصات تيزهوشان بدين گونه بيان شده است:
«تيزهوشان از نظر قد و وزن، تكامل جسمانى و ساير مشخصات افرادى سالمتر و تواناتر از كودكان عادى هستند. مثلاً نخستين دندان آنها حدود دوماه زودتر از ساير كودكان درمى آيد. در يادگيرى و تحصيل برتر از ساير كودكان هستند و بيشتر به دوره هاى عالى راه مى يابند. اين كودكان علاقه وافرى به بازى دارند و معمولاً كودكان بزرگتر از خود را به عنوان همبازى انتخاب مى كنند. اغلب بازيهايى كه به تمركز فكرى بيشترى نياز دارد انتخاب مى كنند. همچنين در راه رفتن وسخن گفتن از ديگر كودكان جلوتر هستند.» در مطالعه ديگرى كه توسط هيلدرت در زمينه تيزهوشى انجام شده است، مشخصات تيزهوشان اينگونه بيان شده است
«كودكان تيزهوش در مقام مقايسه با ساير كودكان در كيفيت زبان، وسعت اطلاعات، استدلال، قضاوت، تمايل به مبارزه درحل مسائل، رد و بدل كردن تجارب و خصوصياتى از اين قبيل ز تمامى اين مطالعات مى توان استنباط و استنتاج نمود كه تيزهوشان در جنبه هاي مختلف از سايرند. افراد برتر هستند

خصوصيات شخصيتى تيزهوشان


در گذشته چنين تصور مى شد كه تيزهوشان افرادى گوشه گير و منزوى هستند و نيروى سازش و همكارى با ساير افراد راندارند، در حالى كه مطالعات انجام شده نشان مى دهد كه تيزهوشان داراى نيروى سازش بيشترى هستند و در برخورد با ناملايمات از اعتماد به نفس و ثبات عاطفى بيشترى برخوردارند و بهتر مبارزه مى كنند و يكى از خصوصيات بارز اين افراد استقلال طلبىآنهاست.
مطالعه اى كه سيرز در سال۱۹۶۳ روى ۱۹۵ دختر و پسر دانش آموز سالهاى پنجم و ششم دبستان به عمل آورد مؤيد اين مطلب است. وى در اين مطالعه مفهوم خود، دوستى باهمكلاسان و همبازيها، رفتار اين دانش آموزان در كلاس درس، نمره هاى آنها، گرايش آنها به مدرسه و خلاقيت آنها را با معيارهاى مختلف معلمان سنجيده و ارتباط داده واينگونه نتيجه گيرى كرده است
«كودكان تيزهوش كمتر به ديگران متكى مى باشند وافرادى مستقل هستند رضايت خاطر و تقويت رفتارشان بيشتر جنبه شخصى دارد تا جلب نظرمعلمان و سايرين.» او اضافه مى كند كه: «پسران تيزهوش در مقام مقايسه با دختران تيزهوش از سازندگى ذهنى بيشترى برخوردار مى باشند و اين سازندگى را به بهترين صورت در تفكر هگرا و واگرا و ارزشيابى هايى كه مى كنند به ظهور مى رسانند.»

شناخت و گزينش كودكان تيزهوش


راههاى بسيار براى گزينش و شناخت كودكان تيزهوش پيشنهاد گرديده. هر جامعه يكى يا تمامى اين راهها را برگزيده و به كارمى بندد. معمولاً گزينش در سطح مدارس انجام مى گيرد. با ارسال پرسشنامه يا گزارش مربيان مدارس عادى گروهى از كودكان كه در سطح آموزش بهترى هستند و به نظر اولياىآنان و اولياى مدرسه از هوش بهر بيشترى برخوردارند از بين جامعه مدرسه برگزيده مى شوند و اين در حقيقت غربالى اوليه براى گزيدن است. در مرحله دوم مى توان با انجام آزمونهاى گروهى از اين عده درصدى را كه به احتمال قوى از هوشى استثنايىبرخوردارند انتخاب كرد و سپس، از درصد انتخاب شده با انجام تست هاى دقيق هوشى و رعايت ساير موارد و مصاحبه با اولياى اينگونه كودكان و مربيان و آگاهى از ساير خصوصيات نوآموزان از قبيل قدرت خلاقه، استعداد در فراگيرى و ابتكار پر توانان واقعى را برگزيد يكى از مهمترين طرق گزينش كودكان تيزهوش انتخاب آنان از بين كودكان كلاسهاى كودكستانى است. برطبق برنامه اى، مركز مسئول كودكان تيزهوش كشور يا مراكز آموزشى اينگونه كودكان مى توانند با همكارى كارشناسان كودكستانها و مربيان كودكستانى كه احياناً دوره كوتاهى نيز در زمينه كودكان تيزهوش ديده اند و تا حدى با روحيه آنان آشنا هستند و با توجه به آزمونهاىمربوطه مطالعه بر روى كودكان در طول سالى كه در كودكستان هستند آن عده را كه از هوش بهر بيشترى برخوردارند انتخاب نموده و با يك سال پذيرش زودتر از موعد برنامه رسمى مدرسه را براى آنان پياده نمايند. لذابا آنچه گفته شد انتخاب و گزينش كودكان تيزهوش از ۳طريق ياد شده (۱) معرفى طفل ازطرف اولياى كودك براى انجام آزمون انتخاب، قبل از سن مدرسه (۲) گزينش از بين كودكان كودكستانى وبالاخره (۳) انتخاب از بين شاگردان مدارس در سطوح مختلف، انجام مى پذيرد كه دوطريقه اول از لحاظ انجام و ادامه برنامه صحيح تر است.

تكرار و توجه به اين مسأله كه خانواده به عنوان نخستين نهادى كه كودك درآن پرورش مى يابد و پدر و مادر به عنوان نخستين مربيانى كه در ساخت شخصيت فرداىفرزند خود نقش حساس و اساسى دارند ضرورى است. توجه به خانواده از طرف هر يك ازجوامع، نشانگر رشد آن جامعه است. تغذيه صحيح مادر باردار و اعمال و حركات و رفتاروى، اين انسان سازى كه بهشت را زير پاى خود دارد در ساختمان روحى و جسمى كودك بى نهايت مؤثر است.
اگر در اين فكر باشيم كه كودكان باهوش و خلاق در جامعه داشتهباشيم بايد اصولاً در پى انتخاب خانواده هايى با سلامت بدنى و فكرى كامل پدر و مادربرآييم. بدون شك بايد سوابق تحصيلى پدر و مادر و چگونگى وضع فكرى و هوشى آنان را هم در نظر گيريم و اصولاً خانواده ها را آموزش دهيم تا حين باردارى و پس از آن چگونه با كودك خود رفتار نمايند تا كودكى سالم و پرتوان از نظر جسمى و فكرى داشته باشند واز ميان اين كودكان بهترين ها را انتخاب كنيم. روابط صحيح خانوادگى و محيط گرم وصميمانه خانه در رشد عاطفى كودك مؤثر است. پدران و مادرانى كه هر دو فعاليت خارج از منزل دارند و حتى در مواردى جزتعطيلات پايان هفته فرزند خود را نمى بينند تا به او محبت كنند هرگز نمى تواننددر وى ايجاد محبت نمايند و طريقه صحيح روابط را به فرزند خود بياموزند.
سخن آموزى كودك نزد خانواده هايى كه مادر بيشتر بافرزند خود است و مرتب با او حرف مى زند به مراتب با تكلم كودكى كه پدر و مادر خودرا جز چند ساعت در هفته نمى بيند متفاوت است. سالهاى اوليه زندگى كودك بايد پر ازمحبت، صحبت و رفتار صحيح باشد. سالهاى قبل از مدرسه كه سالهاى رشد و نمو جسمى وعاطفى كودكان نيز هست سبب توسعه فكرى، ازدياد دانش لازم و آگاهى به مسائل فردى واجتماعى مى گردد. بر پدر و مادر است كه كنجكاوى اين سنين كودكان را از طريق صحيح اغنا نمايند، در تربيت حواس او بكوشند و بهداشت اعضاى حواس او را مورد توجه قراردهند. كودكى كه در خانواده منظمى پرورش مى يابد منضبط و منظم بار مى آيد و اين انضباط تا پايان عمر با وى خواهد بود به كودكان بايد با رعايت سن و طرز تفكرشان آزاديهايى داد. در انتخاب لباس، پوشيدن جوراب و يا تمايل به غذايى خاص مى توان نظرات آنها را محترم شمرد و در انجام برخى كارهاى خانه آنان را شريك كرد. هر چه كودك متفكرتر باشد و از هوش بيشترى برخوردار باشد، زود رنج تر خواهد بود و رفتارنامناسب اثرات سوء بيشترى در او خواهد گذاشت. به هر حال پدر و مادرند كه به رفتار بچه شكل مى دهند و او را منضبط و انعطاف پذير بارمى آورند تا در دوران كودكستان ومدرسه، مربيان متخصص كار آنها را دنبال كنند.


ضرورت شناسايى استعدادهاى درخشان


مسأله شناسايى استعدادهاى درخشان و تشخيص تفاوتهاى فردى از جمله وظايف ومسئوليت هاى خطير مربيان و معلمان و اولياى نظام آموزشى هر جامعه در برنامه ريزيهاى تعليم و تربيت براى كودكان و دانش آموزان مى باشد. البته همواره بايد توجه داشت. كه
تفاوتهاى فردى در برنامه ريزى آموزشى از اهميت ويژه اى برخوردا است
در بين دانش آموزان، استعدادها و توانايى هاى گوناگونى موجود است كه لازم است به آنها توجه فراوان نمود
تنوع استعدادها را مى توان هر چه زودتر در بين كودكان شناخت
ايجاد امكانات و تسهيلات ويژه براى شكوفايى و پرورش استعدادها از ضروريات جامعه آزاد و مطلوب مى باشددر هر حال بايد نيازهاىآموزشى كودكان با استعداد را به نحوى متناسب ومطلوب فراهم كنيم زيرا جامعه به وجوداين افراد سخت نيازمند است. بويژه جامعه كنونى ما كه با انقلاب شكوهمند اسلامى براىاستقلال و آزادى واقعى بهاى سنگينى پرداخته است سخت به نيروى انسانى متعهد و متخصص در رشته هاى مختلف نيازمند است. سرمايه گذارى در اين زمينه و كمك به رشد و پرورش استعدادهاى كودكان تيزهوش يك ضرورت حياتى در رشد و خودكفايى همه جانبه جامعه قلمدادمي گردد.


تاريخچه مختصرى از آموزش و پرورش كودكان استثنايى (تيزهوش)


كنجكاوى و تفكر پيرامون افراد تيزهوش و بااستعداد سابقه بسيارطولانى دارد و احتمالاً به زمانى برمى گردد كه براى نخستين بار انسان علاقه مند شد به اينكه بداند چرا افراد با هم متفاوتند. در جوامع مختلف هرزمان افرادى بوده اند كه از خود توانايى ها و برجستگى هاى خاصى نمايان ساخته و موجب برانگيختن حس كنجكاوى مردم شده و مورد سوءظن و نفرت و يا ترغيب و تشويق آنها قرار مى گرفته اند.
در يونان قديم افلاطون راعقيده بر آن بود كه كودكان باهوش بايد در سنين كودكى انتخاب شده و به آنها به طور اختصاصى علوم و فلسفه تعليم داده شود.
افلاطون عقيده داشت كه بقاى دموكراسى يونان بستگى به توانايى آن كشور در آموزش و پرورش افراد بااستعداد و برجسته خود جهت رهبرى جامعه دارد.
طرزتفكر، آداب و رسوم و عقايد جوامع نقش مؤثرى در شناسايى وتعليم وتربيت كودكان سرآمد داشته است.
در يونان قديم عقيده عموم بر آن بوده كه نبوغ و تيزهوشى يك هديه الهى است و دريچه اى است به علم لايتناهى كه شخص را قادرمى كند به عمق حقيقت پى برده مرگ و فنا را از زندگى دوركند.
مفهوم نبوغ واستعداد نيز هميشه نسبى بوده و درطول تاريخ در ميان اقوام و جوامع مختلف به يك معنى نبوده است. انسان همواره قادر به انجام كارهاى فوق العاده و كسب مهارت هاى بى شمار بوده است. اما اينكه كدام عمل و مهارت او ناشى ازاستعداد و نبوغ فوق العاده اومى باشد منوط به قضاوت جامعه اى است كه در آن زندگى مى كند. قضاوت هاى جوامع درطول تاريخ هميشه در تغيير و تكامل بوده و ترغيب و تشويق از افراد سرآمد دستخوش عقايد و تحولات گوناگونى بوده است.
با ظهور اسلام در شرق و تبليغ و تشويق از تحصيل درعلوم و فنون مختلف نهضت تازه اى در شرق و سپس بتدريج در غرب صورت گرفت. در اين دوران، تاريخ شاهد نوابع بزرگى در علوم رياضى و پزشكى، فلسفه و ادبيات و هنر مى باشد.
مطالعات دقيق علمى پيرامون افراد با استعداد ازحدود صدسال پيش آغاز شده و نخستين بررسى و مطالعه علمى، پيرامون هوش و استعداد در دوران داروين (۱۸۵۹) شكل گرفته است. مطالعات داروين درباره تنوع انواع منجر به بررسى ها و مطالعات مشابه درتفاوت هاى افراد انسان در توانايى فكرى، احساسات، هيجانات و خصوصيات اجتماعى گرديد.
در سال ۱۸۶۹ در انگلستان فرانسيس گالتون در كتاب «نبوغ ارثى» نخستين باربه بررسى كمى توانايى انسان پرداخته و نتيجه مى گيرد كه وراثت مهمترين عامل توانايىهوش است. در ادامه تحقيقات گالتن و دانشمندان ديگر پيرامون تهيه وسايل و ابزار لازم جهت بررسى تفاوت هاى افراد باهوش با ديگران، بينه و سيمون در نتيجه مطالعات سودمند خود موفق به تهيه و انتشار تست هوش در سال ۱۹۰۵ گرديدند. در اواخر قرن نوزدهم و اوايل قرن بيستم توجهات بيشترى به كودكان و جوانان سرآمد مبذول گرديد و مدارس درصددتشكيل كلاس هاى آزمايشى ويژه براى كودكان تيزهوش شدند.
بعد از جنگ جهانى دوم ۱۹۴۵نيز توجه و علاقه فوق العاده اى به شناسايى و تعليم و تربيت كودكان تيزهوش به وجود آمد. بويژه در آمريكا و انگلستان وفرانسه و شوروى
امروزه جوامع كنونى،شناسايى و تعليم و تربيت كودكان سرآمد و تيزهوش را ازجمله مسئوليت ها و وظايف خطير خود مى دانند.
پيشرفت و بهبود تسهيلات و امكانات متعدد جهت كودكان تيزهوش نيازمبرمى به حمايت و پشتيبانى و تشويق مردم داشته و دارد.
بالا رفتن دانش و آگاهىهمگانى نسبت به شناسايى و تعليم و تربيت و جايگزينى صحيح كودكان تيزهوش عامل مؤثرىدر انجام هرچه بيشتر تحقيقات و ايجاد تسهيلات گسترده در زمينه هاى مختلف علمى و فنىبراى كودكان سرآمد مى باشد. تنها در اين صورت مى باشد كه جوامع قادر خواهندبود ازثروت هاى واقعى خود يعنى افراد مستعد و هوشمند در خدمت به خلق و ساختن جامعه برتر حداكثر بهره را برده و از استخدام و استثمار نيروى خلاق خود توسط سازمان هاى ضدمردمى و يا ويرانگر يا از هرزرفتن اين نعمت سرشار هوشى و خلاقيت ها جلوگيرى نمايند
برنامه آموزشى تيزهوشان
برنامه هايى كه جهت آموزش تيزهوشان به كار مى رود عبارتند از:
1-برنامه غنى سازى: نظر به اينكه تيزهوشان داراى استعدادهاى خاصى هستند و از نيروى يادگيرى بيشترى برخوردار هستند ، نبايد به آموزش آنها در كلاس هاى عادى اكتفاكرد بلكه بايد درخارج از كلاس نيز برنامه هاى خاصى براى آنها ترتيب داد و معلمان و مربيانى نيز به همين منظور بايد تربيت شوند
با ايجاد اين گونه برنامه هاى خاص نياز به يادگيرى اين كودكان ارضا خواهدشد و در ضمن آنهاجدا از ساير همكلاسى هاى خود نخواهندبود و احساس تنهايى نخواهندكرد
پروژه هاى انفرادى: يكى از خصايص بارز تيزهوشان استقلال طلبى آنهاست و يكى از 2-طرح هاى مناسب آموزشى براى آنها ترتيب پروژه هاى انفرادى است تا بدين وسيله هم نيازبه استقلال آنها تأمين شود و هم طريق مطالعه فردى و مستقل را بياموزند
3-آموزشگاه ويژه تيزهوشان: در بعضى از مدارس عادى كلاس و يا كلاس هايى را به آموز تيزهوشان اختصاص مى دهند و آنها در ضمن اينكه با ساير دانش آموزان در يك آموزشگاه هستند، در كلاس ويژه خود آموزش مى بينند. در انتخاب دانش آموزان اين كلاس ها نيز به دلايلى ازجمله اينكه دانش آموزى اشتباهاً تيزهوش تشخيص داده شود و در اين قبيل آموزشگاه ها وارد گردد، با مشكلى بزرگ روبه رو مى شود. زيرا در صورت ترك اين كلاسها يا آموزشگاه هاى ويژه تيزهوشان دچار سرخوردگى و ناراحتى مى شود و در صورت باقى ماندن در آموزشگاه يا كلاس توانايى رقابت با ساير دانش آموزان را ندارد و در نتيجه با شكست مواجه خواهدشد
منظور از آموزشگاه ويژه تيزهوشان نيز آموزشگاه هايى است كه گاهى اوقات جهت تيزهوشان در نظر گرفته مى شود كه در آنجا آموزش خاصى متفاوت با ديگران مى بينند.
4-برنامه هاى تابستانى: برنامه هاى تابستانى به دو منظور صورت مى پذيرد، يا به منظور تسريع در آموزش است به طورى كه كودك تيزهوش برنامه يك سال را در يك تابستان به طور فشرده تمام كنند و يا به منظور انجام پروژه هاى انفرادى و مواد فوق برنامه است كه موجب سرگرمى و رشد استعدادهاى آفريننده تيزهوشان مي شود.
5-آموزش مكاتبه اى: در مواردى كه به دليل نبود امكانات و يا مسائل ديگر انجام برنامه هاى مذكور مقدور نباشد مى توان از طريق مكاتبه مواد فوق برنامه را به تيزهوشان آموزش داد
چنانچه ملاحظه مى شود برنامه هاى مختلفى براى آموزش تيزهوشان پيشنهاد شده است كه هريك از آنها مزايا و محدوديت هايى دارد. اين به عهده آموزشگاه است كه با درنظرگرفتن امكانات يكى از راه هاى پيشنهادشده را به كار ببرد ولى بطوركلى برنامه تيزهوشان بايد متنوع، غنى و درجهت رشد و نمو استعدادهاى خلاقه آنها باشد.


جهش تحصيلى


در صورت شناخت كودك تيزهوش قبل از آغاز سن آموزش رسمىمى توان وى را يكسال زودتر به مدرسه پذيرفت و در هر يك از مقاطع تحصيلى نيز يك سال جهش تحصيلى به او داد و اين بدان معنى است كه جمعاً درطول سه مقطع تحصيلى دبستان، راهنمايى و دبيرستان هر دانش آموز مستعد و تيزهوش مى تواند حداكثر از سال جهش تحصيلى استفاده كرده و با يك سال پذيرش زودتر چند سال در تحصيل وى تسريع شده باشد
اما الزاماً اين جهش نبايد تمامى تيزهوشان را شامل شود زيرا در مواردى ممكن است دانش آموزى توانايى استفاده از اين جهش را نداشته باشد و در صورت استفاده از آن درسال هاى بعد با مشكل روبه رو گردد. پس جهش تحصيلى نبايد به صورت امرى عام و جزءلاينفك آموزش تيزهوشان درآيد. شوراى معلمان به اتفاق مشاور با درنظرگرفتن وضع تحصيلى نوع علاقه مندى و حتى وضعيت جسمانى و فيزيولوژيكى هر دانش آموز بايد در مورد تسريع در تحصيل وى تصميم بگيرد. از طرفى در هر مقطع تحصيلى نبايد بيش از يك سال جهش تحصيلى داده شود. حتى اگر دانش آموز در فراگيرى دروس بسيار سريع باشد و از نظر آموزشى لياقت آن را داشته باشد. زيرا ممكن است بيش از حد سرعت بخشيدن به تحصيل و كوتاه كردن سال هاى آموزش در مواردى مشكلات عاطفى بعدى را براى دانش آموز به وجودآورد. مثلاً اگر دانش آموزى در هر مقطع تحصيلى ۲ سال جهش داشته باشد هنگامى كه فارغ التحصيل دبيرستان مى گردد حدوداً يازده ساله خواهدبود و ورود نوجوان نابالغ يازده ساله به دانشگاه و نشستن وى در كنار همكلاسان ۱۷ ساله باتوجه به ساختمان جسمانى احساسات و عواطف سنى و وضع فيزيولوژيكى مشكلات عاطفى و ناراحتى هاى ديگراجتماعى را براى او به وجود خواهد آورد كه در مواردى ممكن است غيرقابل جبران باشد. باشد

كودكان تيزهوش چه كساني هستند


با توجه به تعريفي كه از تيزهوشي ارائه شده، توافق نظر اندكي وجود دارد. به طور مثال؛تيزهوشي به صورت هوش عمومي بالا، استعداد بالا در حوزه تحصيلي خاص و تعامل ميان توانايي هاي بالا و خلاقيت بالا تعريف شده است. برخي ديگر، تيزهوشي را نهايت استعداد مي دانند. شايد مشكل در تعريف تيزهوشي، عدم توافق بر سر اين اثر كه اساساً هوش چيست؟"ثراندايك" هوش را قدرت ابراز عكس العمل هاي خوب از نقطه نظر حقيقت تعريف مي كند. از نظر "پياژه" هوش يك فرآيند فعال است كه متضمن سازگاري پيوسته فرد با محيط از طريق تعامل بين جذب و انطباق است كه نتيجه آن در ساخت شناختي فرد منعكس مي شود و ويژگي اصلي اين ساخت ذهني با افزايش سن تغيير مي كند. "اسپيرمن" هوش را متشكل از دو بخش مي داند؛ بخش اول معرف توانايي كلي است كه زير بناي تمام رفتارهاي هوشمندانه به حساب مي آيد. بخش دوم هم شامل يك توانايي اختصاصي است.كسلر هم معتقد است هوش يك توانايي كلي است كه فرد را قادر مي سازد به طور منطقي بينديشد، فعاليت هدفمند داشته باشد و با محيط خود به طور مؤثر به كنش متقابل بپردازد. با توجه به نقطه نظرهاي متفاوتي كه راجع به هوش بيان شده، تعاريف گوناگوني هم از كودكان تيزهوش وجود دارد. "استرنبرگ وواگنر" معتقدند كودكان تيزهوش كساني هستند كه اطلاعات را به سرعت پردازش كرده و از مهارت هاي بينشي استفاده مي كنند. جوزف ترولي اظهار مي دارد كه رفتار حاكي از تيزهوشي بازتاب تعامل بين سه نوع صفات شخصي است، توانايي هاي بالاتر از متوسط عمومي و اختصاصي، ميزان بالاي پاي بندي به وظايف و ميزان بالاي خلاقيت. به گفته ترولي كودكان تيزهوش و با استعدادكساني هستند كه داراي اين مجموعه صفات اند يا مي توانند اين صفات را پرورش دهند و آنها را در عرصه هاي عملكرد انساني به كار گيرند. تعريف ديگري كه در مورد كودكان تيزهوش ارائه شده از مارلند است كه توسط اداره آموزشي ايالات متحده پذيرفته شده اس----ت؛ به نظر مارلند كودكان تيزهوش و با استعداد كساني هستند كه طبق تشخيص افراد صاحب صلاحيت و اهل فن به دليل استعدادهاي برجسته خود قادر به عملكردهاي عالي هستند. اين كودكان به خدمات و برنامه آموزشي متفاوتي نياز دارند يا به خدمات آموزشي اي فراتر از آنچه كه در مدارس عادي عرضه مي شود نيازمندند تا بتوانند به مسئوليت و نقش خود نسبت به خود و جامعه واقف شوند. كودكان برخوردار از عملكرد بالاشامل كساني هستند كه در هر يك از زمينه هاي زير داراي موفقيتي مشهود يا توانايي بالقوه اي باشند : 1-توانايي ذهني عمومي2-استعداد تحصيلي خاص 3-تفكر سازنده يا خلاق4-توانايي رهبري 5-هنرهاي نمايشي و ديداري 6-توانايي رواني- حركتي


برخي از خصايص كلي كودكان تيزهوش


1-نسبت به يادگيري حريص اند، با سرعت و كارآيي مي آموزند و مفاهيم پيچيده و جزئيات را به سرعت جذب مي كنند.

2-از اعتماد به نفس بالايي برخوردارند و به قدرت و توانايي هاي خود اعتماد دارند. 3-خوانندگان هميشگي كتاب هستند و از خواندن لذت مي برند و غالباً كتب و اطلاعاتي نظير دايره المعارف ها، فرهنگ ها، اطلس ها و زندگي نامه ها را بر مي گزينند.

4-گنجينه اي غني از لغات دارند و كلمات و اصطلاحات خاصي را كه مي دانند و به كار مي برند فراتر از سن شان است. 5-از تمركز حواس بالايي برخوردارند و به آساني رشته افكارشان از هم گسسته نمي شود.

6-داراي روحيه تعاون و همكاري بوده و از مسئوليت پذيري بالايي برخوردارند.

7-داراي انضباط فردي هستند و نسبت به ارزش هاي اخلاقي و معنوي پايبندند و قدرت خطر پذيري بالايي دارند. 8-قدرت استدلال و توانايي بالايي براي رويارويي با افكار گوناگون دارند و دستورات آمرانه را بدون بازنگري منتقدانه نمي پذيرند.

9-روابط بين امور ظاهراً نامربوط را درك مي كنند و آموخته هاي خود را با در نظر گرفتن وجوه شباهت و تفاوت آنها به شرايط جديد تعميم مي دهند.

10-كنجكاو و جستجوگرند. پرسش هاي كاوشگرانه بسياري را مطرح مي كنند و علاقه مند به فهميدن ماهيت انسان و جهان آفرينش هستند.

11-از حافظه خارق العاده اي برخوردارند و با سرعت و بدون تمرين زياد امور را به خاطر مي سپارند و جزئيات را به خاطر مي آورند.

12-دامنه علايق وسيعي دارند كه اغلب ماهيت فكري دارد. علايق و سرگرمي هاي آنان فراتر از سن شان است.

13- داراي استعداد زيباشناسي هستند و نسبت به زيبايي ها عكس العمل نشان مي دهند.

14- خلاقيت و قوه تصور بالايي دارند و از اين طريق، راه حلهاي زيادي براي مسائل پيدا نموده، ارتباط بين امور را درك كرده، حوادث و تجربيات را به روش هاي غيرمعمول تفسير مي كنند.

15- سخت كوش هستند و در رسيدن به اهدافشان تلاش و پافشاري مي كنند.

16- در هنرهايي چون درام، موسيقي ونقاشي توانايي خلاقيت و ابتكار دارند. بايد توجه داشت كه هيچ كودكي در تمام اين عوامل، برتر نيست و اينها، خصوصيات نمونه اي است كه مي توان براي شناخت كودكان تيزهوش به كار برد.



نيازهاي خاص كودكان تيزهوش


1-كودكان تيزهوش به آموزش هايي نيازمندند كه با سطح ذهني و استعداد آنان منطبق باشد. كودكان تيزهوش در جذب مفاهيم، بسيار سريع هستند و مفاهيم پيچيده را با كمترين توضيحي درك كرده و مي توانند نتايج و پيامدها را پيش بيني كنند. تاكيد مدارس بر انجام تكاليف مكرر و تفصيل بيش از حد موضوعات باعث خستگي و بي علا قگي آنان به امر يادگيري مي شود.

2 -كودكان تيزهوش نيازمندند كه با كودكاني كه از لحاظ سني و توانايي با آنها مشابه اند، دوست شوند. بزرگترين مساله براي كودكان تيزهوش بخصوص در سال هاي اوليه دبستان ممكن است اين باشد كه آنها نسبت به سن شان بيش از حد مي دانند و همين امر سبب مي شود كه توسط همسالان خود تحت فشار قرار بگيرند كه هوش و كنجكاوي خود را بروز ندهند.

اگر چنين عملي را برنگزينند هدف استهزاي همكلاسي هاي خود واقع شده و خويش را مطرود گروه هاي اجتماعي كلاس شان مي يابند و اندك اندك منزوي و گوشه گير مي شوند.از سوي ديگر، در مورد كودكان تيزهوشي هم كه جهش كلاسي دارند بايد توجه داشت كه آنان با موقعيت هاي متفاوتي مواجه مي شوند، همكلاسي هاي اين كودكان از آنها بزرگترند و به تناسب سن شان در مرحله متفاوتي از رشد اجتماعي و عاطفي مي باشند.

از اين رو برقراري و ادامه روابط دوستانه و سازگاري با آنها براي كودكان تيزهوش اغلب دشوار و در برخي موارد غيرممكن است.

بنابراين اگر چه جهش، راهي است كه نيازهاي ذهني اين كودكان را برآورده مي كند، اما آثار اين جهش تحصيلي را بايد در زندگي عاطفي و اجتماعي آنان نيز در نظر گرفت

.3- كودكان تيزهوش به معلماني باتجربه و متخصص نيازمندند تا كه راههاي پرشتاب رشد ذهني، عاطفي و اجتماعي آنان را بفهمند و بتوانند به نيازهاي هيجاني و غيرمعمول آنها پاسخ مناسبي دهند. معلمان اغلب احساسات خصمانه اي نسبت به دانش آموزان تيزهوش دارند. بنابراين بايد تغييراتي در روابط متقابل دانش آموزان تيزهوش و معلمان به وجود آورد و به طور جداگانه اي اين معلمان را آماده كرده و آموزش هاي لازم را به آنان داد.

اين آماده سازي سبب مي شود معلمان نسبت به نيازهاي خاص كودكان تيزهوش و فراهم آوردن امكانات لازم براي يادگيري آنها دلسوز بوده و تيزهوشان را به نحو گسترده اي در به كارگيري توانايي هاي شان ترغيب و تشويق كنند. مورد ديگري كه بايد به آن توجه كرد اين است كه افراد ورزيده و متخصص را در زمينه هاي كاري گوناگون را داخل و خارج از برنامه تحصيلي سنتي در تماس با دانش آموزان تيزهوش قرار دهيم و از اين راه در پرورش استعدادهاي گوناگون اين كودكان بكوشيم.

4- كودكان تيزهوش نيازمند والديني پاسخگو و شكيبا هستند كه براي طرح سؤالات و انديشه هاي غيرمعمول و بديع آنها ارزش قائل شوند. والدين بايد تيزهوشي فرزنداشان را براي خود مسلم سازند و در برابر سؤالات غيرمعمول و افكار جديد آنان واكنش هاي مناسب ارائه دهند و به فرزندانشان كمك كنند تا كه توانايي هاي خود را به عنوان صفاتي مطلوب بپذيرند.

بر اساس مقاله‌اي كه در پايگاه اينترنتي انجمن درمانگران ايران نوشته شده است ، تغذيه صحيح مادر قبل از حاملگي و ادامه آن در حين حاملگي و تغذيه كودك با شير مادر در بالا بردن ضريب هوشي كودكان بسيار موثراست.


آموزش كودكان تيزهوش

بيست سال قبل براي دانش آموزان تيز هوش و با استعداد برنامه هاي كمي وجود داشت.

در سال 1990 ، 38 ايالت به بيش از دو ميليون دانش آموز تيزهوش خدمات مي دادند كه از دانش آموزان مهدكودك تا دبيرستان را شامل مي شد . 26 ايالت مدارس را موظف به ارائه خدمات و برنامه هاي آموزشي براي كودكان تيزهوش كردند و 27 ايالت قوانيني را گذراندند كه مناطق را به ارائه چنين امكاناتي ترغيب مي كرد . تنها 6 ايالت فاقد چنين قوانيني بودند . به هر حال ميزان دانش آموزاني كه به عنوان دانش آموزان تيزهوش شناخته مي شدند بنا بر اختلافاتي كه در قوانين و فعاليتهاي ايالتها وجود داشت تفاوت مي كرد . به طور مثال در چهار ايالت بيش از 10% دانش آموزان به عنوان دانش آموزان تيزهوش محسوب شدند و در 21 ايالت اين مقدار كمتر از 5% بود . طبق اطلاعات NELS در سال 1989 ميلادي 65% مدارس دولتي فرصتهايي را براي دانش آموزان تيزهوش و با استعداد فراهم كردند و تقريبا 9% كليه دانش آموزان مقطع دبيرستان در برنامه هاي آموزشي مختص به كودكان تيز هوش و با استعداد شركت كرده بودند (USDE 1993) .

دو رويكرد بسيار شايع در خصوص دانش آموزان تيزهوش عبارت است از رويكرد غني سازي و رويكرد تسريع . غني سازي نوعا به اين معني است كه تمارين آموزشي متنوع تري در اختيار دانش آموزان قرار گيرد . برنامه هاي غني سازي ممكن است شامل تمارين پس از كلاس و يا كلاسهاي روزهاي تعطيل شود كه علاوه بر كلاسهاي معمولي براي اين دسته از دانش آموزان تشكيل مي شود . همچنين در اين رويكرد ممكن است كلوپهاي خاصي تشكيل شود كه علايق خاص اين دسته از دانش آموزان در آن مورد توجه قرار گيرد (Colongelo and Davis 1991)

رويكرد تسريع معمولا عبارت است از ورود زودهنگام به دوره هاي آموزشي از مهدكودك گرفته تا دانشكده ، جهش و يا گذراندن برنامه هاي جهشي نيمه وقت كه در آن دانش آموز در يك يا دو زمينه در روز آموزشهاي پيشرفته مي بيند .در مدارس مورد مطالعه همگي داراي برنامه هاي خاصي براي كودكان تيزهوش نبودند . اما به هر حال برنامه هايي كه در اين خصوص وجود داشت مبتني بود بر اولويتهاي مدارس محلي مناطق . اين برنامه ها طبق نظر مدير مدرسه و يا هيئت مديره طراحي و انجام مي شد . اكثر معلمين و والدين معتقد بودند كه دانش آموزان تيزهوش بايد از طريق برنامه هاي ويژه براي توسعه نبوغ خود مورد ترغيب قرار گيرند . در ميان برنامه هاي معدودي كه براي اين دانش آموزان وجود داشت مي توان از برنامه هاي مدرسه ابتدايي راكفلر نام برد . در مدرسه ابتدايي راكفلر برنامه هاي آموزشي ويژه كودكان تيزهوش از كلاس چهارم آغاز مي شد .دانش آموزان تيزهوش براي دريافت آموزش ويژه در مسائل درسي از جمله هندسه و قرائت از كلاسهاي عادي خود بيرون كشيده مي شدند . به همين نحو در مدرسه راهنمايي واندربيلت كلاسهاي آموزشي ويژه براي كودكان تيزهوش از كلاس چهارم آغاز مي شد .

از دانش آموزان در كلاس سوم آزموني به عمل مي آمد و بنا به گفته معلم رياضيات در مدرسه واندربيلت 90% معيارها براي پذيرش به عنوان دانش آموز تيزهوش مبتني بر سنجشهاي عيني بود . بنا به اعتقاد معلم رياضيات مدرسه رولينگ هيلز تاكيد روي معيارهاي عيني ضروري بود زيرا بسياري از والدين در منطقه رولينگ هيلز سعي مي كردند مدرسه را ترغيب كنند كه فرزندشان را در اين برنامه هاي ويژه جاي دهد .

مادر يكي از دانش آموزان مدرسه واندربيت توضيح مي دهد كه چرا براي پذيرش دانش آموزان در اين برنامه هاي خاص بايد روي نمرات آزمون تاكيد مي شد : هميشه والديني وجود دارند كه احساس مي كنند كودكشان نياز دارد در برنامه توسعه يافته (برنامه تيزهوشان) درس رياضي شركت كند . اگرچه آنها در اين خصوص كمترين آشنايي اي با معيارهاي ارزيابي دانش آموز ندارند . من مي دانم كه والدين اينچنين با مدير مدرسه ملاقات كردند و نمرات بچه هايشان را بيشتر كرده اند تا بچه هايشان در برنامه هاي كودكان تيزهوش شركت كنند . هر يك از ما خواهان آن است كه كودكش را غني سازد .

دانش آموزان كلاس ششم منطقه رولينگ هيلز امتحاني را مي گذراندند كه موفقيت درسي در كلاسهاي جبر را پيش بيني مي كرد . دانش آمكوزاني كه از يك حد معيني نمره بالاتري مي آوردند از آنها خواسته مي شد كه برنامه ويژه كودكان تيزهوش را در كلاس ششم بگذرانند .

اگرچه براي دانش آموزان بسيار موفق كلاسهايي وجود داشته اما برنامه هاي كودكان تيزهوش در رياضيات و علوم تجربي در مدارس راهنمايي و ابتدايي متوسط و يا كمتر از حد متوسط محدود بوده ويا اصلا وجود نداشت . برخي مدارس هيچ گونه برنامه اي براي كودكان تيزهوش نداشتند . مربيان اشاره كردند كه اين برنامه هاي منابع مالي را از سمت برگزاري كلاسهاي جبراني مورد نياز در اين مدارس منحرف مي كرد . نبود برنامه هاي ويژه تيزهوشان در بسياري از مدارس اين تصور را تقويت مي كند كه دانش آموزان تيزهوش از سوي مدارس مورد غفلت قرار گرفته اند .

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم اسفند 1387ساعت 0:6  توسط زهرا آبسري  |